مالکین باشگاههای فوتبال با یک ترفند بزرگ هواداران را قانع کردهاند که باید همیشه از باشگاه خود حمایت کنند، حتی اگر این حمایت به معنای نادیده گرفتن واقعیتها باشد. این موضوع به وضوح نادرست است، اما بارها و بارها دیده میشود. در واقع، این موضوع به تغییر مفهوم «قبیلهگرایی» در میان هواداران فوتبال مربوط میشود.
در گذشته، هواداران فوتبال به عنوان افرادی توصیف میشدند که از سوی سیاستمداران به حاشیه رانده میشدند، اما اکنون این قبیلهگرایی به رقابت میان هواداران تبدیل شده است. هواداران فوتبال به تدریج تجربه مشترک خود را از دست میدهند و به قبیلههای باشگاهی خود عمیقتر فرو میروند. این تغییرات به دلیل کاهش رسانههای سنتی و افزایش محتوای خاص باشگاهها به وجود آمده است.
با این حال، در برخی مواقع، هواداران میتوانند در برابر این روند ایستادگی کنند. به عنوان مثال، در کمپین علیه سوپرلیگ، هواداران به طور مشترک علیه این طرح ایستادند و این موضوع برای باشگاههای درگیر غیرمنتظره بود. اما در موارد دیگر، هواداران به طور مداوم در برابر یکدیگر قرار میگیرند.
در حال حاضر، رفتار هواداران منچسترسیتی پس از افشای تقلبهای گسترده باشگاه، به وضوح نشاندهنده این موضوع است. مالکان این باشگاه به طور مداوم دروغ گفته و تقلب کردهاند و هواداران به جای ابراز خشم نسبت به این تقلبها، خشم خود را به سمت دیگران معطوف کردهاند. آنها به جای انتقاد از باشگاه خود، به لیگ برتر و رقبای خود حمله میکنند.
این وضعیت نشاندهنده یک واقعیت تلخ است: هواداران منچسترسیتی باید به شدت از این تقلبها عصبانی باشند، اما بسیاری از آنها به جای انتقاد از مسئولان، به حمایت از آنها ادامه میدهند. این یک رفتار خودخواهانه است که به نفع مالکان و مدیران باشگاه تمام میشود.
در نهایت، هواداران باید به این واقعیت توجه کنند که حمایت از باشگاه نباید به معنای نادیده گرفتن حقیقت باشد. آنها باید به جای دفاع از تقلبها، به دنبال عدالت و حقیقت باشند.





دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.